-پروانه‌ها عاشقن. شنیدی یکی گفته عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست؟؟ مطمئنم اون هم پروانه بوده. پروانه‌ها عاشقن و مدام با ریتم هستی در حال رقصیدن.

 

+این همه شور رو از کجا میارن؟

 

-راستش زیاد توضیح دادنی نیست. یه چیزی در اون‌ها، میخواد شیره‌‌ی هستی را تا آخر بمکه. می‌خواد تجربه و زندگی کنه. اون‌ها همه چیز به چشمشون تازه میاد . کهنه بین نیستن. واسه همین حالشون خوبه.

 

+پروانه بودن خطرناک نیست؟

 

-یجورایی هست. یکی از خطرهاش اینه که درسته پروانه سرخوش و عاشقه بی اینکه کوچکترین ضربه‌ای به دیگری بزنه، ولی این به مذاق همه خوش نمیاد. اونها ازش احساس خطر میکنن.نمی‌تونن تحمل کنن.

 

+چرا احساس خطر میکنن؟

 

-چون می‌ترسن . چون باور نمی‌کنند . حال پروانه‌ها براشون قابل درک نیست. توی پیله هستند و جرات بیرون آمدن ندارند.

 

+پروانه‌ها ازشون نمی‌ترسن؟؟

 

– نباید بترسن . ترسیدن همان و توی پیله رفتن همان. پروانه‌ها خوب می‌دونن با وجود تمام خطراتی که تهدیدشون می‌کنه، درد کرم بودن و توی پیله ماندن ،هزار بار سهمگین‌تر از درد پروانگیه.

 

+پروانه بودن مگه درد داره؟

 

-بله. درد داره. خطر داره. پروانه‌ها خطر می‌کنن. آزاده‌ان. عشق و آزادگی را به هر چیزی ترجیح میدن. اون‌ها در هیچ قالبی نمی‌گنجن. و این مرتب از امنیت و آسایش خارجشون می‌کنه.

 

+پروانه‌ها تنهان؟؟

 

-بله معمولا. در میون غیر پروانه ها تنهان . چون عشق و آزادگی‌شون برای همه قابل درک نیست. مستی آن‌ها، خاطر بقیه را مکدر می‌کنه.

 

+آخه چقدر هم ظریف و آسیب پذیرن. این کارها در حد و اندازه‌شون هست؟؟

 

-همه چیز آن‌چه که می‌بینی نیست. درست میگی، جسمشون ظریف و آسیب پذیره اما اون‌ها استوار و وصل به نادیدنی هستند.

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *